تبليغاتX
راننده روان
برایان تریسی که اتفاقا چندی پیش برای یک سمینار به ایران آمده بود، در زندگینامه اش می نویسد:
(( همیشه در مدرسه شاگرد ضعیفی بودم و عاقبت ناچار به ترک تحصیل شدم. دوران نوجوانی ام عمدتا به کارگری گذشت؛ کار در آشپزخانه یک رستوران، حفر چاه، کار گری در کارخانه و حمل و نقل بسته های کاه در مزارع و دامداری ها، ۲۵ ساله بودم که شروع کردم به فروشندگی. از این خانه به آن خانه می رفتم و با سود مختصری که از خرید و فروش لوازم منزل به دست می آوردم، روزگارم می گذشت. یک روز این سوال در ذهنم جرقه زد که چرا خیلی ها در همین حرفه موفقند، اما من نیستم؟ ))
برایان تریسی خودش اعتقاد دارد که زندگی اش را همین جرقه زیر ورو کرد؛ (( این سوال باعث شد که من دست به کاری بزنم که زندگی ام را متحول کند. رفتم سراغ فروشندگان موفق و از آنها سوال کردم که رمز موفقیتشان چیست. آنها هر کدامشان حرف هایی زدند و بخشی از تجربیاتشان را به من منتقل کردند. من فقط از همان حرف ها و تجربیات استفاده کردم تا به اینجا رسیدم. به همین سادگی! ۲ سال به همین ترتیب کار کردم. توانایی و مهارتم در فروشندگی، زیاد و زیادتر شد تا اینکه توانستم مدیر فروش شوم. در کار مدیریت فروش هم دقیقا از همان شیوه استفاده کردم؛ رفتم سراغ کسانی که در مدیریت فروش، عملکرد موفقی داشتند؛ توصیه هایشان را شنیدم و به کار بستم. احساس می کردم کشف بزرگی کرده ام که می تواند زندگی ام را متحول کند. موفقیت برای من یک قانون ساده داشت: فقط یاد می گرفتم که افراد موفق برای پیشرفتشان دست به چه کار هایی زده اند، آن وقت من هم دقیقا همان کارها را انجام می دادم.))
اما بزرگترین فایده این کشف برای برایان تریسی این بود که نگاه او به موفقیت و آدم های موفق عوض شده بود؛ (( خب من به خاطر تجربیات ناموفقی که در دوران نوجوانی داشتم، همیشه احساس ضعف و نا توانی می کردم. همیشه خیال می کردم کسانی که از من موفق ترند، واقعا از من برتر و بهترند. اما کم کم فهمیدم که این طرز فکر ایراد دارد. آنها موفق تر بودند چون کار هایشان را به روش بهتری انجام می دادند، اما من هم می توانستم – و توانستم – هر آنچه آنها انجام می دهند، انجام بدهم، و این برای من مثل یک مکاشفه بود.)) و هنوز یک سال از عملکرد او در زمینه مدیریت فروش نگذشته بود که تبدیل شد به یک فروشنده تراز اول. یک سال بعد مدیر عامل شرکت شد و توانست با ۹۵ نماینده فروش در ۶ کشور همکاری کند. سال ها به همین ترتیب گذشت و او توانست شرکت های متعددی را تاسیس و راه اندازی کند؛ از یک دانشگاه معتبر در رشته مدیریت بازرگانی فارغ التحصیل شود؛ به زبان های فرانسه و اسپانیایی و آلمانی تسلط پیدا کندو به عنوان سخنران، مربی و مشاور با بیش از ۵۰۰ شرکت بین المللی همکاری داشته باشد.
برایان تریسی خودش می گوید که در طول این سال ها یک حقیقت برای او کاملا روشن شده: (( کلید دستیابی به یک موفقیت بزرگ، این است که آدم بتواند ذهنش را تمام وکمال روی مهم ترین کار یا هدفی در زندگی اش دارد متمرکز کند، آن را درست انجام بدهد و تا آن را به پایان نرسانده، دست از کار و کوشش بر ندارد.))
مطالعه کردن و درس گرفتن از راه ها و بیراهه های طی شده، یکی از قوانین اساسی موفقیت است.
موفق باشید.
+ نوشته شده توسط hamed در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 16:5 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hamed در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 16:28 |
با عرض سلام خدمت تمام بازدید کنندگان محترم که به من افتخار دادند و با ورودشون به این وبلاگ قدم به چشم من گذاشتند بر اساس مطالعاتی که بر روی کتابهای مختلف داشتم این وبلاگ را بر اساس سخنان استادانی از جمله استاد بی چون وچرای روانشناسی جهان جناب دیل کارنگی،نویسنده پر فروش ترین کتاب سال جناب برایان تریسی،نویسنده کتاب فوقالعاده شصت گام تا موفقیت استاد آنتونیو رابینز جمع آوری شده و امیدوارم با به کار بستن این دستورالعمل ها به مقاصد دلخواه خود برسید

نظرهای شما باعث دلگرم شدن من در این راه است

+ نوشته شده توسط hamed در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 16:13 |